سرویس چهره ها | کد خبر: 16332
تاریخ انتشار: 1393/09/10 - 15:07:13

نوشتاري از حجت الاسلام سيد محمود مرويان حسيني به مناسبت سالروز شهادت آيت ا... مد

اسفراین - سپهرآیین -۵ ويژگي در مشي نمايندگي شهيد مدرس

سپهرآیین - در بين بزرگان دين و دانش که در سده اخير و در دوران سياه رضا خاني مي زيسته اند، کمتر کسي را به استواري و جامعيت شهيد مدرس مي توان يافت.او در همه عرصه ها الگو و سرآمد زمانه خويش بود. با آنکه سياستمداري توانا و تيزهوش بود، دينداري خداترس و باتقوا نيز بود. هم متفکر بود و هم اهل تلاش.

فروتن بود و ساده زيست. مرد مبارزه با استبداد بود و در عين حال در بين مردم و در فکر گشايش مشکلات آنها.مدرس "اجتهاد ديني" را با " درايت سياسي" قرين مي دانست. امام بزرگوار ما از برخي شخصيت هاي معاصر خويش نام برده و گاه آنان را ستوده اند، اما نسبت به شهيد مدرس شيفتگي ويژه اي در کلام امام(ره) مشهود است. گاه مي فرمود:مدرس حالا هم زنده است. مردان تاريخ تا آخر زنده هستند.درباره انتخابات مي فرمود: سعي کنيد مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنيد. البته مثل مدرس که به اين زودي ها پيدا نمي شود شايد آحادي مثل مدرس باشند.

شهيد مدرس از شاگردان مرحوم آخوند خراساني( از پيشگامان و رهبران انقلاب مشروطيت) و سيدکاظم يزدي و نيز ميرزاي شيرازي اول و دوم ( که هر دو از رهبران فقهي و نيز مبارزه با استعمار و استبداد در جريان فتواي تنباکو بودند) به شمار مي رود و دوستان همدرس او مراجع بزرگ شيعه مانند ابوالحسن اصفهاني و شيخ عبدالکريم حائري بودند.

در عين حال او سفارش به ورود درس هاي تفسير و نهج البلاغه به برنامه هاي طلاب داشت.

تحصيل معارف دين براي او آن قدر اهميت داشت که زندگي ساده و با قناعت را در اين مسير تحمل مي کرد. در نجف با عَملگي در روزهاي تعطيل درسي، زندگي را تأمين مي کرد.

مدرس خويش را پاسدار " شريعت" مي دانست و عدول از قوانين شرعي را رضايت نمي داد. آنگاه که به مجلس آمد، خود را در مقام حفاظت از ديانت يافت. در تدوين قانونِِ عدليه برخي دلسپردگان به غرب مثل مشيرالدوله که آن زمان وزير عدليه بود، خواستند تا با ترکيب و ملغمه اي از قوانين شرع و موازين محاکم غربي، طرحي را به اجرا برسانند، مدرس که رياست کميسيون عدليه مجلس را بر عهده داشت و دريافته بود که آرام آرام به سوي حذف قوانين شرع پيش مي روند، با شهامت در مقابل آن طرح ايستاد. اما در عين حال به روحانيون چنين سفارش کرد:

"اگر شما به عدليه و وزارت معارف نرويد و کوتاهي کنيد، نا اهلان جاي شما را مي گيرند در دستگاه قضايي هرج و مرج مي شود و مملکت دچار عدم امنيت مي گردد. وقتي مملکتي امنيت و آسايش نداشت، هيچ چيز در آن مملکت وجود ندارد."

مدرس زمانه خود را به خوبي مي شناخت و در حدود ميسور به درک مقتضيات عصري، همت مي گماشت و بر آن اساس موضع مي گرفت. او همچون پاره اي از هم صنفانش به حرمت مدارس جديد فتوا نداد. بلکه با شهامت به تبليغ و ترويج "رشد تعليم" پرداخت. در مجلس از طرح اختصاص نيم درصد براي ايجاد و احداث مدارس ابتدايي در روستاها دفاع مي کرد. او به تخصص هاي جديد نيز اهميت مي داد. به هنگام طرح "اعزام محصّل به خارج" از آن انتقاد کرد، اما از موضع ضدّ تخصص با آن برخورد نکرد بلکه ابتدا گفت: فرمايشاتي فرمودند که ده نفر محصّل بروند خارجه براي اينکه متخصص بشوند در علم مهندسي، عقيده بنده اين است که ده تا کم است، صد تا هم کم است، ما متخصّص زيادي مي خواهيم.سپس از شيوه اعزام به خارج انتقاد کرد و گفت: در دوره هايي که گذشته، در همين مجلس، متجاوز از 200 نفر، 300 نفر را تاکنون به خارجه فرستاده اند در صورتي که متخصّص که سهل است، متخصّص درجه دوم و درجه سوم هم گيرمان نيامد، بايد راهي پيدا کرد که اين درد علاج شود.

مدرس در راستاي لزوم توسعه تکنيک جديد به وسعت صنايع دفاعي نظر داشت و آن را توصيه مي کرد و مي گفت: بايد پولي که بابت خريد اين نجس ها (مشروبات الکلي) از مملکت خارج مي شود، صرف خريد کارخانجات شود. امروز جنگ از زمين به هوا رفته، بايد صرف ايجاد کارخانه هواپيماساز، اسلحه سازي، توپ و... شود.

همچنين مدرس نظام وظيفه اجباري را به مصلحت کشور و قانوني مشروع و بر هر مسلمان واجب مي دانست. جالب اينکه مدرس در زمان خويش به درستي، ضرورت ماليات و کارآمدي آن را مطرح مي کرد و مي گفت: ماليات از شئون ولايتِ امر است و کشورها در راه پيشرفت به آن نيازمندند و نمي توان نام آن را خمس و زکات نهاد. دوران نمايندگي و مسئوليت مجلس، دوره حساس تاريخ زندگي مدرس است. او در دوران ممتد نمايندگي به مجلس بها مي داد و ارج آن را مي شناخت و از سرمايه گذاري در راه آن دريغ نداشت. او دريافت که اين مسئوليت ويژه را بايد جدّي گرفت و تا آن زمان که به او مجال دادند از حضور و پي گيري مسئوليت هاي نمايندگي خودداري نکرد.اهتمام مدرس به استفاده از فرصت نمايندگي مشهور است و درس هاي آموختني از آن مقطع حيات مدرس فراوان.

امام راحل بارها تأکيد مي کردند که مردم همچون مدرس را برگزينند و نمايندگان هم بسان او عمل کنند.اين توصيه ها نبايد بي پاسخ بماند.

نمايندگان عزيز مجلس شوراي اسلامي ما، بايد در نظر داشته باشند که فضايل مدرس را در خود بيافرينند و به آرمان هاي او بينديشند. در اين فرصت تلاش مي شود که گوشه اي از شخصيت نمايندگي مجلس شهيد مدرس تبيين شود.

1. شهامت نمايندگي:

مدرس زبان آزاد داشت. صريح اللهجه بود. اگر مصلحتي را مي يافت، مداهنت در آن را به صلاح نمي يافت. از سازشکاران نبود. تسليم ناپذير بود. در قلّت و کثرت ياران پيش مي رفت. به انديشه سياسي خويش مطمئن بود و مي گفت: مقلّد سياست هيچ يک از رجال نيستم.

مدرس همچنين حرّيت و مناعت طبع داشت و اين امر به او " صراحت" مي بخشيد. در نامه اي به احمد شاه نگاشته بود: شهريارا ! خداوند دو چيز را به من نداده است يکي ترس و ديگري طمع و هر کس با مصالح ملي و امور مذهبي همراه باشد، من هم با او هستم و الّا فلا.

در نطقي، آزادگي و حرّيت خويش را چنين بيان مي کند:

هيچ رئيس الوزراء و وزيري نيست که در اين مجلس بگويد، مدرس يک تقاضايي از من کرده است. يک کاغذ در هيچ وزارتخانه اي ندارم و هيچ تقاضايي از کسي نکردم و نمي کنم. اين روحيات است که به مدرس، شهامت مي بخشيد. هيچ کس توان آن را نداشت که از زندگي شخصي او خرده بگيرد و طمع او را به وي گوشزد کند. يا از زد و بندهاي نامرئي او خبر دهد و او را منفعل يا ساکت کند.

تطميع ها و تهديدها در کار او کارگر نبود . نماينده انگلستان به قصد زر خريد کردن مدرس پيش وي آمد . اما مدرس به او پاسخ داد : جز سکه زر بر بار شتر در روز روشن نخواهد پذيرفت و به فرستاده رضا خان که براي تطميع پول، آورده بود گفت : اگر اين پول ها بماند ، تا آخر خرج سقوط رضاخان خواهد شد .

2. اهتمام به دقت مجلس :

مدرس شان مجلس را مي شناخت ، لذا به طرح امور غير ضروري در آن اعتراض داشت به انتظار مردم از مجلس به خوبي واقف بود و اميد داشت که مجلس به وظايف اصلي خويش بپردازد نه به بحث هاي بي مورد .

در هنگام تمديد دوره دوم مجلس مي گفت : شيراز در انقلاب است . هر جا حکومت دارد حکومت چنگيزي است . هرجا حکومت ندارد آکل و ماکول است و ابداً در مذاکرات يک ماهه مجلس اين مذاکرات را نمي کنند . اگر مي خواهيد بنشينيد و در اساسه مملکت و کيفيت فقرا و نظم مملکت و دفع مفسدين يک ماه نه شش ماه بنشينيد.

3. تحمل عقايد :

شأن مجلس شئون مذاکرات و مباحث است . آنان که از سعه صدر بي بهره اند و فقط چماق زبان را حمايل مي دارند ، نمايندگان نيکي نيستند . بايد به منتخبان ملت از هر سليقه و انديشه اي فرصت داد که آرا و افکار خويش را مدلل و ابراز کنند .

مدرس در اين باره، روش خويش را چنين بيان مي کند :

من خودم صاحب عقيده خلاف بودم {در زمينه قرار داد وثوق الدوله معروف به قرار داد 1919 } و همه آقايان بودند که مخالفت کرديم وضعيات هم خيلي سخت بود . حبس و تبعيد بود . صاحبان عقايد مختلف بودند . لکن خداشاهد است که من يک لفظ توهين آميز نسبت به موافقين قرار داد نگفتم . زيرا اين اختلاف نظر، سياسي بود .

اين شيوه مرضيه، درسي از مدرس است که جبهه گيري هاي حزبي و گروهي را اساس موضعگيري ها قرار ندهيم . بايد به صحت و سقم انديشه ها دست يابيم و از طعن به اين و آن خود داري کنيم و اساس را بر "تبادل افکار و جست وجوي مصلحت ملت " گذاشت .

4. نماينده عامه :

مدرس خود را نماينده "اعيان" نمي شناخت . خود را از توده مردم مي دانست . وابسته به جريان هاي سياسي يا احزاب چپ و راست آن زمان نبود . با مردم بود. غم آنان را مي شنيد و گفته هاي خود را با آنان مطرح مي کرد . او کسي نبود که به رفت و آمد در مراکز نشست رجال دل خوش کند و زندگي در ميان مردم را فراموش کند .

در احوالات او نوشته اند : روزي مدرس از مجلس به خانه اش رفت . عده اي همراه او بودند .

سرکوچه از مشهدي عبدالکريم بقال مي خواست ، ماست بخرد . شروع کرد به صحبت کردن با او که امروز در مجلس چه شد و چه گفتيم و چه کرديم ؛ يکي از همراهان بعداً مي گويد : آقا شما سياست مملکت را براي يک بقال مي گوييد ! او جواب داد : اين ها موکلين من هستند . بايد بدانند ما چه کاري مي کنيم .

5. اهتمام به انتخابات :

مدرس به نوع انتخاب مي انديشيد . او مي دانست که سرنوشت امور را مجلس تعيين مي کند و از اين رو، به گزيدن بهترين ها در اين منصب عنايت داشت و آن را توصيه مي کرد و آنگاه که از شرايط انتخاب شوندگان سخن به ميان بود ، مدرس اظهار داشت : آرزو مي کنيم روزي را که از طرف مجلس شورا ، به ملت اعلان انتخابات شود و هيچ شرايطي هم معين نشود . منتخِبين خودشان بدانند چه کسي را بايد انتخاب کنند و منتخَب هم خودش بداند که کي لايق اين مقام است و کدام بايد منتخَب شود .

مدرس تمام مشکلات را در لوايح تصويبي مجلس وضعف آن تلقي نمي کرد . او به مردم هشدار مي داد که بخش عمده مسئوليت بر دوش خود مردم است . مردم با انتخاب نمايندگان شايسته و توانمند ، قادرند لوايح مطلوب و پيشرفت امور را شاهد باشند .

فرزند آن مرحوم در جايي نقل کرده بود که :

روزي وقتي پدرم از مجلس بازگشت ، عده اي مردم به خانه ما ريختند و با سر و صداي زيادکه : آقا اين چه لايحه اي بوده که امروز تصويب شد ، اين خلاف مصلحت است .... آقا فرمود : اين وکلايي را که شما انتخاب کرده ايد ، شعورشان همين است .

برويد آدم انتخاب کنيد . مدرس در طول دوران مبارزات و فعاليت هاي اجتماعي اش تکليف مدار بود و براي انجام وظيفه ديني اش تلاش مي کرد .اوج قدرت و دوران غربت ، روح بلند او را تغيير نداد . خودش مي گفت : به خدا قسم که اگر آن روز که در نجف ، با يک عباي کهنه و حجره بدون فرش زندگي مي کردم و آن اوقات که مي ديديد اين خانه ، درباري با عظمت و جلال بود و اکنون که ظاهرا همه درها را به رويم بسته اند، در روح من هيچ اثري کرده باشد . من از کسي هراسان نيستم . آن ها هراسانند که نمي گذارند مردم آزاد باشند و زندگي کنند . حدود 10 سال در غربت تبعيد به سر برد و در گوشه اي زيست اما از اهداف خويش عدول نکرد و ذره اي در معتقدات خود ترديد نکرد.ملک الشعراي بهار که از ياران دوران مجلس او بود ، حکايتي را نقل مي کند که شرايط سخت اواخر عمر مدرس را نشان مي دهد :

روزي ورقه کوچکي به خط مرحوم مدرس در شهر مشهد به دست آقا شيخ احمد بهار، مدير روزنامه بهار مي رسد . اين ورقه ها را يک نفر از آن امنيه ها محض رضاي خدا آورده و به بهار داده بود .

مدرس در آن جا نوشته بود که : زندگي من از هر حيث دشوار است . حتي نان و لحاف ندارم .

اما مدرس مرد تسليم نبود . او اسوه مجاهدت در راه خدا و روشنگر شعار «سياست ما عين ديانت ماست»، بود . او در تبعيد با جسم نحيف و در کناره مرز ( شهر خواف ) باز هم براي رضاخان کور دل يک خطر محسوب مي شد .

لذا با زبان روزه در شهر شريف کاشمر به شهادت رسيد و اگرچه آن طور که نقل مي کنند : آن روزها فقط زن پاسباني به حرمت او 3 روز مجلس عزاي محرمانه گرفت و در شهرهاي بزرگ کسي براي او مجلس نگرفت اما انقلاب اسلامي و معمار بي نظير آن، حضرت امام خميني(ره) از مدرس الهام ها گرفت و اينک پس از 70 سال بارگاه با عظمت او به همت آستان قدس رضوي پايگاه معنويت و فرهنگ و استقلال است .

منابع :

۱ - مدرس، مجاهدي شکست ناپذير؛ عبدالعلي باقي

2- مدرس قهرمان آزادي؛ حسين مکي

3- مدرس شهيد نابغه ملي ايران؛ علي مدرسي


با تشکر
نظر شما ثبت و پس از بررسی انتشار میابد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر